محمد ابراهيم آيتى
408
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
غزوهء بنى قريظه در ذى القعدهء سال پنجم [ 1 ] بامداد بيست و چهارم ذى القعده بود كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و مسلمانان از پيرامون خندق به مدينه بازگشتند و اسلحهء خود را نهادند ، اما چون هنگام ظهر فرا رسيد ، جبرءيل فرود آمد و به رسول خدا گفت : خدا تو را مىفرمايد كه : بر سر « بنى - قريظه » رهسپار شوى ، و هم اكنون من بر سر ايشان مىروم و در قلعههايشان زلزله مىاندازم ، رسول خدا بلال را فرمود تا : در ميان مردم اعلام كند كه هر كس مطيع و شنواى امر خدا و رسول است بايد نماز عصر را جز در « بنى قريظه » نخواند . رسول خدا « عبد اللّه بن أمّ مكتوم » را در مدينه جانشين گذاشت و با سه هزار نفر از مسلمانان كه سى و شش اسب داشتند رهسپار شد و رايت را به دست على - عليه السلام - داد ، و او را پيش فرستاد ، هنگامى كه على نزديك قلعهها رسيد ، گفتار زشتى را دربارهء رسول خدا از ايشان شنيد و بازگشت تا در ميان راه به رسول خدا عرضه داشت كه : خوب است نزديك اين پليدها نروى . رسول خدا گفت : چرا ؟ گمان مىكنم دربارهء من بدگوئى كردهاند ؟ على گفت : آرى . گفت : اگر مرا مىديدند از آن سخنان چيزى نمىگفتند . رسول خدا بر سر چاهى از « بنى قريظه » به نام « أنّى » [ 2 ] فرود آمد و مردم به او پيوستند و جمعى كه در اثر امتثال امر رسول خدا كه : بايد نماز عصر را جز در « بنى قريظه » نخوانند ، نماز عصرشان قضا شده بود ، نماز عصر را بعد از نماز عشا قضا كردند و به روايت ابن اسحاق از پدرش اسحاق بن يسار از معبد بن كعب بن مالك أنصارى : مورد ملامت خدا و رسولش واقع نشدند .
--> [ 1 ] - ماه 57 هجرت . آيات 56 - 58 سورهء أنفال و 26 - 27 سورهء أحزاب مربوط به اين غزوه است . [ 2 ] - أنا ، مانند : هنا . و أنّى ، مانند : حتّى ، يا به كسر نون مشدّد ( قاموس ) م .